الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

10

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

را از او بگيريد . آنها حركت كردند و در همان مكان كه رسول خدا ص فرموده بود به او رسيدند ، او سوگند ياد كرد كه هيچ نامه اى نزد او نيست ، اثاث سفر او را تفتيش كردند و چيزى نيافتند ، همگى تصميم بر بازگشت گرفتند ، ولى على ع فرمود : نه پيامبر ص به ما دروغ گفته ، و نه ما دروغ مىگوئيم ، شمشير را كشيد و فرمود نامه را بيرون بياور ، و الا به خدا سوگند گردنت را مىزنم ! « ساره » هنگامى كه مساله را جدى يافت نامه را كه در ميان گيسوانش پنهان كرده بود بيرون آورد ، آنها نامه را خدمت پيامبر ص آوردند . حضرت ص به سراغ « حاطب » فرستاد ، فرمود اين نامه را مىشناسى ؟ ! عرض كرد : بلى ، فرمود : چه چيز موجب شد به اين كار اقدام كنى ؟ ! عرض كرد اى رسول خدا ! به خدا سوگند از آن روز كه اسلام را پذيرفته‌ام لحظه اى كافر نشده‌ام ، و هرگز به تو خيانت ننموده‌ام ، و هيچگاه دعوت مشركان را از آن زمان كه از آنها جدا شدم اجابت نكردم ، ولى مساله اين است كه تمام مهاجران كسانى را در مكه دارند كه از خانواده آنها در برابر مشركان حمايت مىكند ، ولى من در ميان آنها غريبم و خانواده من در چنگال آنها گرفتارند ، خواستم از اين طريق حقى به گردن آنها داشته باشم تا مزاحم خانواده من نشوند ، در حالى كه مىدانستم خداوند سرانجام آنها را گرفتار شكست مىكند ، و نامه من براى آنها سودى ندارد . پيامبر ص عذرش را پذيرفت ، ولى عمر برخاست و گفت : اى رسول خدا ! اجازه بده گردن اين منافق را بزنم ! پيامبر ص فرمود : از جنگجويان بدر است ، و خداوند نظر لطف خاصى به آنها دارد ( اينجا بود كه آيات فوق نازل شد و درسهاى مهمى در زمينه